مجتبى ملكى اصفهانى
294
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
1 - حكم تكليفى : نفقه زن بر مرد واجب است . 2 - حكم وضعى : خداوند زوجيت را سبب وجوب نفقه زن بر مرد قرار داده است ، زيرا نفقه با قطع نظر از زوجيت ، بر مرد واجب نيست « 1 » . ب - شرط : شرط عبارت است از وصف ظاهر منضبطى كه عدم آن مستلزم عدم حكم يا سبب است ، زيرا عدم شرط حكمتى دارد كه با حكمت حكم يا سبب منافات دارد . مثلا قدرت بر تسليم ، شرط صحت بيع است ؛ پس عدم قدرت بر تسليم مبيع ، مستلزم عدم صحت بيع است . ج - علّت : علّت عبارت است از وصف ظاهر منضبطى كه شارع آن را علامت حكم قرار داده ، با رعايت مناسبت بين وصف و حكم . به عنوان « علت » رجوع شود . اقسام شرط به اعتبار علاقهى شرط و مشروط : 1 - گاهى شرط ، سبب تام و منحصر مشروط است ، به گونهاى كه وجود
--> ( 1 ) عبارتهاى ديگرى نيز در تعريف سبب بيان شده است مانند : 1 - آنچه عدم آن مستلزم عدم حكم و وجود آن مستلزم وجود حكم است . نهاية الاصول ، ص 159 . 2 - موجب را سبب ناميدهاند : بنابراين سبب به معنى علات ست و اين معنى در علل شرعى جريان دارد . المستصفى ، ج 1 ، ص 110 . 3 - سبب عبارت است از معنايى ظاهر و منضبط كه شارع آن را نشانه حكم قرار داده است . الاصول العامه ، ص 310 ، نقل از مباحث الحكم ، ص 135 . 4 - سبب در احكام عبارت است از چيزى كه راه رسيدن به مطلوب است ، ولى خود رسيدن به مطلوب به وسيله سبب نيست . مثل اينكه براى رسيدن به مكه بايد در فلان مسير راه پيمود و بايد شخصى باشد كه راه بپيمايد ، ولى خود راه نمىتواند سبب رسيدن به مكه باشد . المحرر ، ج 2 ، ص 218 .